بيا اي دوست، هنگام جدال است

زمان زور دادن بر پدال است!

بيا قربان آن آمارهايت

فداي آن رقم‌هاي طلايت

بيا بنگر ببين در هجر رويت

چه آمد بر رقم‌هاي هلويت

ببين آمار ناب اشتغالت

فروکش مي‌کند در انتظارت

ببين ويلا که دادي را ستاندند!

مرا در چادري از غم نشاندند!

ز بعد رفتنت نرخ تورم

فشار آورده بر بنياد مردم

همه اين جا غمينند از نبودت

کجايي اي فداي عطر و عودت؟

تو آمارت پر از لطف و صفا بود

به درد بينوايان چون دوا بود!

ولي آمار اينان رنگ شوم است

مرا يادآور آوارو بوم است

رها کن خلق را ز آزار ايشان

که دلتنگم من از آمار ايشان

بيا آمارهايت زنده گردان

بيا از هاله ات، نوري بتابان

«بگم‌«ها را رها کن در فضايت

بيا طوفان بکن با خنده‌هايت!!!

نويسنده : سيد حميدرضا خوشدل