جملات زیبای و فلسفی آبراهام لینکلن


جملات زیبای و فلسفی آبراهام لینکلن

هرکس برای دفاع از حقش برخواست ،تو هم برخیز

اگر بنشینی حق را تنها رهاکرده ای نه بپاخواسته را
——————-

به این نکته پی برده ام که بیشتر مردم آنقدر شاد هستند که

ذهن شان را نیز وادار می سازند این گونه باشد
————————-

آزادی یعنی اینکه می خواهم نه برده باشم و نه برده دار
————————–

من دیده ام که درجه سعادت اشخاص بستگی به اراده و میل خود آنها دارد
—————–

مرد بی شهامت کسی است که در جایی که باید اعتراف کند، خاموش بنشیند
——————-

اگر نمی خواهی در حق تو داوری شود

درباره دیگران داوری نکن
———————-

ازدواج نه بهشت است و نه جهنم

تنها یک برزخ است
—————————-

زمین خوردن شکست خوردن نیست

از زمین بلند نشدن، شکست خوردن است

یاد گفته های رییس جمهور قبلی مان بخیر(!)

بعضی وقتا خوبه که برای خنده هم که شده یاد گفته های گهربار(!) محمود بیفتیم که میگفت:


*از تره‌بار نزدیک منزل ما خرید کنید. چرا از جاهای گران خرید می کنید. در محله ما قیمت‌ها ثابت است.

*یک قصاب شرافتمند در نزدیکی ما زندگی می‌کند که از همه مشکلات مردم باخبر است و از وی هم اطلاعات مهم اقتصادی را می‌گیرم.

* وقتی کشورهای غربی شاهد رشد و پیشرفت ایران بودند هر روز یک قطعنامه تهیه کردند و در شورای امنیت علیه ما صادر کردند. من امروز به آنها می‌گویم آنقدر قطعنامه بدهید تا قطعنامه‌‌دان شما پاره شود.

*ما انقلاب نکردیم که دموکراسی داشته باشیم.

*بازیکنان ما در صورتی که در جام‌جهانی نتیجه بگیرند، دوسوم مردم جهان را خوشحال می‌کنند.

*برخی از اینکه یک نفر روسری‌اش کمی عقب رفته، شلوارش کوتاه شده، یا پیراهنش عقب رفته، گلایه می‌کنند و می‌گویند جوانان فلان هستند، در صورتی که من می‌گویم جوانان کنونی ما خلاق و مصمم هستند. آنها شجاعانه در راه دفاع از میهن می‌ایستند.

*هر مقدارکه دلتان می‌خواهد اخم کنید و فریاد بکشید، مطمئن باشید مشت و سیلی ملت ایران بر صورت زورگویان محکم‌تر فرود خواهد آمد.

*یک زن- اشاره به فاطمه رجبی- پیدا شده که مردانه حرف می‌زند، آن‌وقت شما بهش ایراد می‌گیرید؟

*هر وزیری که به استان شما نیامد خودم آن وزیر را به این استان می‌آورم.

*خطاب به باراک اوباما: «دلیلی ندارد هر حرفی را که به تو توصیه کردند بزنی، بدان گنده‌تر از تو و گردن کلفت‌تر از تو هم نتوانستند از این غلط‌ها بکنند. تو که جای خود داری».

*در یکی از کشورها دیدم که خانمی صبح خیلی زود در حال جارو کردن خیابان بود و اسم این را گذاشته‌اند برابری زن و مرد.

*یک روز مهمان داشتیم، بعد از غذا ژله آوردند. یکی گفت این ژله خیلی مقوی است و آن مهمان گفت اگر مقوی است چرا می‌لرزد؟!

*آقای دکتر لنکرانی مثل هلو می‌مونه آدم می‌خواد بخوره این جوون رو.

*آب رو بریز اونجا که میسوزه

*یک حرف هم از مادر عروس